گـمان میـکردم قـانع بـاشی

گـمان میـکردم قـانع بـاشی
و بـه شـکستـن دلـم اکتـفا کـنی
نه ایـنکه فستـیـوالـی از دروغ به راه بـینـدازی
و در آخـر بـگویـی:
“میـروم تا اذیـت نـشوی بـهتـرین مـن!”
دیدگاه ها (۱)

یه زد خورد ساده بود تــــــو جــا زدی ؛ مـــــن جــا خــــــ...

دیدی که سخت نیست تنها بدون من! دیدی صبح میشود شبها بدون من! ...

اگه حسادتم اذیتت میکنه ! بی تفاوتیم میکشتت . . . باور کن !

اگه مَردی ... ؟!! مَرد بمون ... اگه نیستی ... نامَـــــ...

+باهات ساختم ولی بهم بد کردیبی اهمیتی کردیذوقمو کور کردیاجاز...

در گذر از جاده ی زندگی آموختم که زندگی، طولانی ترین داستان د...

I'm not jealous part 55با احساس اینکه چند نفر بهم را زدم سرم...

رومان عشق مافیا پارت 14 از زبان ا/تبرگشتم عمارت بابام گفت : ...

ادامه...*ویو نامجون*خوب گند زدی اقای کیمن:ات یه لحظه گوش بده...

سناریو ناروتو

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

چند پارتی جونگ کوک وقتی هردوتون ایدل بودید... _:ببخشید من کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط