مرام را از گرگ ها آموختم! هرگاه نجوای دردشان را بر سر کوه

مرام را از گرگ ها آموختم! هرگاه نجوای دردشان را بر سر کوهی می برند، هرکدام که می شنوند برای همدردی زوزه می کشند.. نه ما انسانها که از صدای گریه های هم زیر لب می خندیم...
دیدگاه ها (۱)

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

رژ لبی که با یک بار کشیدن، جادو می‌کنه! ✨خیلی وقت‌ها مشکل اص...

موسیقی

سگهای آبی (Beavers) مهندسان غریزی طبیعت هستند که حين جویدن و...

طیف صداهای منتقل شده از گونه‌های مختلف گوزن فوق‌العاده است!گ...

سناریووو

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

دختر و پارتی

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۴دودِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط