«در عمقِ آن چشم‌ها، زخمی نیست که با مرهم آرام شود؛ بلکه ن

«در عمقِ آن چشم‌ها، زخمی نیست که با مرهم آرام شود؛ بلکه نقشِ نقشِ تجربه‌هایی است که در نگاهِ آن‌ها حک شده؛ گویی هر خط و هر لرزشِ پلک، گواهی است بر طوفانی که در سکوتِ درون گذشته و حالا، تنها در نگاهی غریب و پر از معنا، بازتاب پیدا کرده است.»
دیدگاه ها (۰)

در میانِ آغوشِ سردِ گِل، جایی که شب به آرامی قصه‌ی فراموشی ر...

غم در چهره‌ی این نقاشی، نه یک پایان، که سکوتی است که در آن، ...

«در آن گوشه‌ی تاریک و منزوی، جایی که گویی زمان از حرکت ایستا...

لبخندی زد؛ اما این لبخند، نه از سرِ شادی، که از سرِ فرارسیدن...

.***## بازگشتِ روح‌ها: وعده‌ی از کف رفتهفضای پارک، که تا چند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط