نگران من نباش

نگران من نباش
دست هایم را
به از دست دادن عادت داده ام...
گروهی پرنده می آیند،
گروهی پرنده می روند،
و تنها
پرنده ای از کوچ می ماند،
که پرواز را نمی داند...

دیدگاه ها (۱)

‌آه اگر آزادی سرودی می‌خواندکوچکهم چون گلوگاه پرنده‌ای،هيچ ک...

نگران حرف مردم نباش خدا پرونده ای رو که بقیه مینویسن ، نمی خ...

آن روزِ خوب امروز است کیفش را نکنی، از آن لذت نبری مواظبش نب...

پرندگان برای پرواز به دنیا می‌آیند و کرم‌ها برای خزیدن؛هر مو...

سرانجام برای هرکس در زندگی لحظه‌ای پیش خواهد آمد که به تنهای...

بعضی ها آنقدر بی صدا می آیندو قلب آدم را بی هوا تسخیر می کنن...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

«دیگر نمی‌خواهم کسی به من عادت کند. من به کسی عادت کنم. يك ر...

نگران نباشهر چه که نباشمشاعر که هستممی توانم چشم بندی کنمو ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط