اگر مرگ است شروع درد

اگر مرگ است شروع درد
اگر درد است نشان مرد
اگر تقدیر ما عشقی پریشان است
اگر تدبیر ما دردی هراسان است
اگر از درد به تنهائی ، می پیچیم
اگر با هستی و مستی خودِ هیچیم
بیا ای مرگ که من اکنون پریشانم
بیا من مرده ام شاید نمی دانم!!!!
بیا ای مرگ که ما دیوانه ی دردیم
در این غمخانه با مرگ زندگی کردیم
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

عشق یک داغ است بر صورت درد درد هم اشکی است برچهره ی سرد از د...

عهد کردم که دراعماق خودم حبس شومحس کنم هیچ شدن را و در او لم...

عاشقی بُرد ندارد مُلک دل را باخته ای دل دهی یا دلبَری کابوس ...

شب آفتابی ِ بی سایه شدن گم شدن با درد هم سایه شدن از سکوت نع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط