شخم وجودی

شخم وجودی

شاید باید خیش به خویش بست و "خویشتن" را دوباره شخم زد ,
برای رویشی دیگر , و به امید بارشی از نو , به رستنی تازه رسید , که این قانونی از قوانین بقاست.
اگر کسی به این ادراک رسید و حرکت داد گاو زمانه ، و تیز نمود حدید و آهن اندیشه را ,لایق این بقاست
و اگر به ادراک آن نرسیده باشد که جوهر وجودش همان خاک است !
و خاک چسبندگی و بستگی دارد و می بندد دلها را به خود و کلوخ می سازد مزرعه وجودی را ،
باید شکسته و نرم شود , تا بستری مناسب شود از برای باروری و رویش .
و اگر قدر نداند فرصتهایی که در اختیارش نهاده اند تا عافیت یابد از آفات و غیر این باشد !
میوه وبرگ وساقه حتی ریشه اش در خاک وجود خویش خواهد پوسید !
اگر قدر خود را یافتی قدرش را بدان و بدان قدر تو در قدر نهادن به دیگران است قدرت را ( آگاهی ها و ارزشت را) با دیگران بیامیز و از آن ریسمانی بساز و از قدرت ( زور آزمایی با دیگران ) بپرهیز که او همه را می خواهد و همه را می خواند که خوانده است و خوانده شدی برای استجابت
خیش کن خویشتن خویش را..
دیدگاه ها (۱)

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا م...

من از هفت سنگ می ترسم !می ترسم آنقدر سنگ روی سنگ بچینمکه دیو...

نمیبنمت ولی همیشه بهت فکر میکنم عزیزم.-_-💔

I'm stroking his hair...Suddenly the next photo will be came...

راه خودشناسی تا خداشناسی

مانیفستِ بهرام محمدیبازتعریفِ «لاکچری» در هندسهٔ ذهن۳۸. لاکچ...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط