بس که از جانب لبهای تو تحریم شدم

بس که از جانب لبهای تو تحریم شدم
هر چه گفتی تو، پذیرفتم و تسلیم شدم
دلم ازدلبری زلف تو می لرزد و بس
روی این موج تو پیچیدم و تنظیم شدم
هی ورق می زنمش تا برسد روز قرار
بی قرار توام و همدم تقویم شدم
این الفبای حیات است بیاموز از من :
عین، شین، قاف ...که در کوی تو تعلیم شدم
هر کجا حرف ز "یا و الف و را "نزدند
در میان سی ودو حرف فقط جیم شدم
آه ای شیخ تو هم از گنه عشق بگو
گر مواجه به تو در مجلس ترحیم شدم
شعر من لایق تقدیم به چشم تو نبود
من خودم با همه هستی به تو تقدیم شد
دیدگاه ها (۱۴)

کنارپنجره ی دل نشسته ام بی توو مثل شیشه ی سربی شکسته ام بی ت...

بازمی خواند به سینه مرغ دل آوای عشق باز میسوزد درونم آتش غوغ...

دیگر از زلف سیاهت گله ای نیست برویا اگر هست مرا حوصله ای نیس...

چه خوش باشد اگر اُفتد نگاهم بر نگاه توبچینم گل زرخسارت بریزم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط