گرچه گیسوی شما دائم پریشان بهتر است

گرچه گیسوی شما دائم پریشان بهتر است
بیش از این از من نگیری دین و ایمان بهتر است
بوسه می چسبد ولی از گرمی لب های تو
چای هل هم قند پهلو توی فنجان بهتر است
دائما از خنده ام من را قضاوت کرده ای...
گریه اما از غمی در خنده پنهان بهتر است
با غمت خوش بوده احوال دلم یک جور خاص
همچو مجنونی که حالش در بیابان بهتر است
بعد از این آسوده تر جان مرا آتش بزن
این عمارت بعد تو مخروب و ویران بهتر است
از قفس آزاد میخواهی دلم را منتها...
زندگی کردن کنارت کنج زندان بهتر است
یا خودت یا هیچکس راضی به این تنهائیم
بی وصال دست هایت درد هجران بهتر است
بیش از این دلواپس آشفتگی هایم نباش
همچو گیسوی شما باشم پریشان بهتر است
دیدگاه ها (۳)

تقویم من از دوریت یک سال دیگر پیر شد...#عکس_نوشته

هر زنی یکبار هم که شده قید زنانگی هایش را زده،کز کرده یک گوش...

#متن زیبا 👇 ✍ ️⁩ امشب ساز دلم کوک استو با هر تپشدوست داشتنت ...

بارون،بوی خاک خیس خورده،عطر بوته های چای اون حوالی،صدای آواز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط