مات شدم

مات شدم
از رفتنت !
هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود
این وسط فقط یک دل بود
که دیگر نیست!

ای کاش . . .
قانون همه ی دوستی ها این بود :
یا رفاقت تعطیل ..
یا جدایی هرگز ..!
دردناک ترین جدایی ها آنهایی هستند که،
نه کسی گفت چرا و نه کسی فهمید چرا !




. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
آتش زدن به یک “سرنوشت”
کبریت نمی خواهد که !!
“پـــا” می خواهد …
که لگد بزنی به همه دارایی یک نفر …
و …
بـــــــــروی .. !!
دیدگاه ها (۱)

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و چهارم: سمفونیِ سکوت و اعترافِ...

سناریو ریندو برف کوچولوی من)) به نرده نزدیک شد. حواسش بود خو...

آتش زدن به یک “سرنوشت” کبریت نمےخواهد که !!“پـــا” مےخواهدکه...

آتش زدن به یک "سرنوشت"کبریت نمیخواهد..."پا"می خواهد که لگد ب...

آتش زدن به یک سرنوشت کبریت نمی خواهدپـــا می خواهدکه لگدبزنی...

آتش زدن به یک " سرنوشت " کبریت نمیخواهد که!! "پا "میخواهد......

آتش زدن به یک “سرنوشت”کبریت نمی خواهد !!“پـــا” می خواهد …که...

آتش زدن به یک “سرنوشت” کبریت نمی خواهد !!!“پـــا” می خواهدکه...

اتش زدن به یک سرنوشت کبریت نمی خواهد که پا میخواهد که لگد بز...

آتش زدن به یک “سرنوشت” کبریت نمی خواهد !!!“پـــا” می خواهدکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط