کوچه ای را بود نامش معرفت

کوچه ای را بود نامش معرفت
مردمانش با مرام از هر جهت
سیل آمد کوچه را ویرانه کرد
مردمش را با جهان بیگانه کرد
هرچه در آن کوی بود از معرفت
شست و با خود برد سیل بی صفت
از تمام کوچه تنها یک نفر
خانه اش ماند و خودش جست از خطر
رسم و راه نیک هرجا بود و هست
از نهاد مردم آن کوچه است
چونکه در اندیشه ام اینگونه ای
حتم دارم از بچه های آن کوچه ای
دیدگاه ها (۲)

تو دلت سنگ و دلم چشم به در دوخته استنزن آتش به درختی که خودش...

زن ها معروفند به اینڪه سخت عاشق می شوند ، سخت ولی عمیـق . آن...

✔ ️۶ توصیه برای بعد از غذا خوردن🍽 1⃣ سیگارنکشید 2⃣ میوه نخور...

افرادی که مبتلابه مقاومت به انسولین هستند #لوبیا مصرف کنند

من کوروش شاهنشاه هخامنشی 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط