نفرت در برابر عشقی که بهت دارم

{{نفرت در برابر عشقی که بهت دارم }}
پارت 31

بعد از گفتن این حرف از کنارش زد شد و روی صندلی که رو به روی جونگکوک بود نشست و پا روی اون یکی پاش گذاشت و‌ گفت
ا،ت : سلام من چوی ا،ت هستم شریک جدید شرکت
فکر کنم همه بدونید که بيشتر سهام این شرکت الان ماله منه يعني بعد از آقای جئون سهام‌ من بيشتر اومیدوار که‌متوجه منظورم شده باشید

جونگکوک هنوز با تعجب بهش نگاه میکرد یعنی چیزی که میدید درست بود همون همون چشما همون لحن پر غرور و مهم تر از همه همون نگاه
توی افکارش غرق بود که با حرف دستیارش از افکارش بيرون اومد
یه جون : قربان حواستون کجاست
جونگکوک : چیزی نیست
جونگکوک آروم جوری که فقد دستيارش‌ بشنوه گفت
جونگکوک : میخوام همه چی رو در مورد این شریک جدید بدونم همین الان یه جون از اوتاق جلسه خارج و ا،ت درحال که با بقیه سهام‌ دارا حرف می‌زد روبه جونگکوک گفت
ا،ت : اومیدوار همه متوجه شده باشین و درضمن توی قراردادی که با سهامدار قبلی بستم‌ من از این به بعد توی همين شرکت کار میکنم و یادتون نره که اوتاق باید یکی از بهترین اتاق های این شرکت باشه
پایان جلسه
جونگکوک با عصبانیت از روی صندلی اش بلند شد و از اوتاق جلسه خارج شد که تهیونگ هم دنبالش اومد
[ نکته تهیونگ یکی از سهام داراي شرکت برای همین توی جلسه بود ]
تهیونگ : الآن اونجا چه اتفاقی افتاده
جونگکوک که از عصبانیت زبونش رو توی لپش فرو کرد و سرش‌ رو با دستش ماساژ که یه جون وارد اوتاق شد
جونگکوک : بگو اون شرکت واقعا ماله خودشه
يه جون : بله قربان دوسال پیش روی یه شرکت کوچیک سرمایه گذاری کرده و اون شرکت رو به بهترین شرکت ساخت ساز آمریکا تبدیل کرده
و الان رئیس اون شرکت‌
جونگکوک : مطمئنی که خودش رئیس اون شرکت‌شرکته یعنی ازدواج نکرده
یه جون و تهیونگ از این رفتار جونگکوک تعجب کردن
اون دوختر الان یکی از بزرگ ترین سهام داراي این شرکت بود اما جونگکوک به فکر این بود که اون ازدواج کرده
از این فکر که ممکن اون ازدواج کرده باشه و اون شرکت ماله شوهرش باشه می‌ترسی اما چرا اين برای خودش هم سؤال بود
نفس عمیقی کشید و روی مبل نشست
که تهیونگ به سمت اومد و روی مبل نشست
تهیونگ : تو اون دوختر رو می‌شناسی اون کیه؟
جونگکوک : اون همون دوختری که دنبالش میگشتم
تهیونگ : یعنی همونی که عاشقش هستی
جونگکوک : کی گفته که من عاشقش بودم
تهیونگ : پس چرا دوسال داری دنبالش میگردی
جونگکوک کلافه دستی توی موهاش کشید گفت
جونگکوک : تهیونگ تمومش کن...........ادامه دارد

اسلاید۲ اتاق جلسه‌
دیدگاه ها (۹)

{{نفرت در برابر عشقی که بهت دارم }}پارت 32جونگکوک : تهیونگ ت...

{{نفرت در برابر عشقی که بهت دارم }}پارت 33سوزونهوا : بیخیال ...

سلام این پست برای اونایی که میگن قلط املائی دارم من قبلآ بخا...

جئون جونگکوک در فیک نفرت در برابر عشقی که بهت دارم

چند پارتی از تهیونگ

تکپارتی اسمات از تهیونگ و جونگکوک و ا،ت ا،ت ویوسلام من ا،تم ...

love Between the Tides²³م:شما چند وقته همو میشناسید؟ با سرعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط