P

P6
ویو تهیونگ:ولی اثری ازش نبود به همه جا نگاه کردم ولی هیچ جا نبود
بارون شدت گرفته بود
دیدم یکی از بیمار ها صدام میکنه

بیمار:اقای کیم یه نفر پشت ساختمون داره جیغ میکشه*نگران

تهیونگ:دویدم سمت پشت ساختمون
چند نفری دورش جمع شده بودند میلرزید و جیغ میزد
رفتم سمتش بغلش کردم فقط داشت مشت میزد بهم

بورام:گمشو تو هم مثل بقیه هستی فرقی با بقیه نداری*گریه

تهیونگ:هیس همه چیز تموم میشه اروم باش*محکم تر بغلش کرد
*نگاهش رو از بورام گرف برا چی دارید نگاه میکنید چیز جالبی هس؟برید سر کار خودتون

بعد از اینکه دیدم اروم گرفت ژاکتم رو در اورد دور شونه هاش انداختم هر دومون موش اب کشیده شده بودیم
کمکش کردم بلند شه که....

۱۹ لایک/۵ کامنت
دیدگاه ها (۵)

P5تهیونگ:با حرف سوجین یادم افتاد بورام فوبیا داره /گذشته/تهی...

P4سوجین:چرا به بورام زیاد اهمیت میدی؟؟؟؟تهیونگ:چون اون یه بی...

part 29مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart"18"‌☆از زبان هانا☆هوفففف اخیشش تموم شد تموم بدنم خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط