.

.
پیش بیا‌! پیش بیا‌! پیش‌تر !

تا که بگویم غم دل بیش‌تر

دوست‌ترت دارم از هر‌چه دوست

ای تو به من از خود من خویش‌تر

دوست‌تر از آن که بگویم چه‌قدر

بیش‌تر از بیش‌تر از بیش‌تر

داغ تو را از همه داراترم

درد تو را از همه درویش‌تر

هیچ نریزد به‌جز از نام تو

بر رگ من گر بزنی نیشتر

فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه ‌اندیش‌تر




قيصر امين پور
دیدگاه ها (۱)

شبِ گذشته، من و او، چه خواب خوبی بود!در آن سیاهی شب، آفتاب خ...

پریسا صالحی

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزل...

گر چراغ شعر،روشن در شب تارم نبودرای رفتن،روی گفتن،چشم بیدارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط