هرکس که تو را دید پر از عصیان شد

هرکس که تو را دید پر از عصیان شد
سهمش فقط آوارگی و تاوان شد
بیچاره نسیم راه خود را می رفت
پیچید میان زلف تــو طوفان شد !
دیدگاه ها (۱)

احساسم را به دار آویختممنطقم را به ڪَلوله بستملعنت به هردوڪه...

خنده های تو تنها چیزی ستکه خدابا دست هایش خلق کرد!زمین و کهک...

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﻧﻔﺴﻢﺧﻄﺎﺏ میکنیﻧﻔﺴﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﺷﻮﻕ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺍﺳﺖﯾﺎ ﺗﺼ...

گرگ ِ چشمانت تمام ِ لحظه هایم را دریدبعد ِ تو غرق به خونچون ...

پرِ او در میان لحظه‌ها گم شدهیاهوسالهاست که آغازشد،در گذرِ ث...

جالبه که بالا رفتن عمر لزوما باعث به دست آوردن تجربه میشه،ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط