دوستت دارم..چرایش پای تو،

دوستت دارم..چرایش پای تو،

ممکنش کردم،محالش پای تو

میگریزی از من و احساس من

دل شکستن هم ،گناهش پای تو

آمدی آتش زدی بر جان من

درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو

من اسیرم در میان آن دو چشم

قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو

سوختم،آتش گرفتم زین سبب

آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو

پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت

پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو...
دیدگاه ها (۲)

بعد از تو شده کار دلم آه کشیدنچون سایه خیال تو به همراه کشید...

گیتار در دست و آواز بر لب میخوانم آنگونه که دلم ندا میدهد ...

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذ...

ﺩﻳﺪﻣﺶ ﺍﻣﺎ ﭼہ ﺣﺎﺻﻞ ،ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻋﺸﻖ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺭﺍ ﺯﺧﺎﻃ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط