اشک های تو

اشک های تو
شانه ام را خیس می کند
و زخم سال های پیش را می سوزاند
در تو کدام رودخانه می گرید
و ماهی در آستین کدام رود
در تو
روشنایی عجیبی
که درختان سیب را بارور می کند
و دریایی که هنوز
در گوش دکمه های تو می خواند
زیبایی تو
همیشه چیزی را از قلم می اندازد...
دیدگاه ها (۵)

راه کـه می‌روی عقـب می‌مــانـم …نـه بــرای اینکــه نخواهـم ب...

من از تمام دنیـــا …فقط آن دایـــره ی مشکے چشمـــان تـــو را...

..من گاهی...فقط با یادتو نفس میکشمگاهی...دلم میخواهد فقط تو ...

. ﻣﻐــــــــــــــــــــﺮﻭﺭﻡ...ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻻﯾﻖ ﺑﺎﺷﯽ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ ﻓﺮﺵ...

چطور می‌شود با نبودنت کنار آمد، آقا…؟چطور می‌شود باور کرد دی...

سناریوی بلولاک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط