رفتن آن نیست که تو

رفتن آن نیست که تو
ساکت را ببندی ومن
با کاسه ای آب وقرانی در دست
با نگاهی اشک آلود
تا انتهای کوچه
بدرقه ات کنم
رفتن
همیشه حاصل یک
فعل فیزیکی نیست
گاهی رفتن
کوچ کردن
از قلبی
چشمی
نگاهیست
که تو هرگز باورش را نداری...
دیدگاه ها (۹)

« می ستایمت »آنگونه که‌« شریعتم »‌ را زیرِ سؤال برده ام

از من نرنج....نه مغرورم نه بی احساس ....فقط خسته ام ....خسته...

دلم برای تو تنگ است و این را نمیتوانم بگویممثل باد که از پشت...

تـــو زنـــدگے،آدمـھـــایـے ھسـتنـــد...کھ مثلِ قطار شهـرباز...

𝐦𝐢𝐧𝐞#𝐦𝐢𝐧𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁹( ویو تهیونگ )واقعا ترسناکهاگه پدر بزرگ نبره ...

پارت ۹

پارت ۴"نمیخوام با اون کله سفید برم ماموریت! نمیخوام."اوبیتو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط