واستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد... خواستند آثارش را از بی

واستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد... خواستند آثارش را از بین ببرند، ارزشش بالاتر رفت... خواستند او رابفروشند که برده شود،پادشاه شد... خواستند محبتش از دل پدرخارج شود، محبتش بیشتر شد...
از نقشه های بشر نباید دلهره داشت...
چرا که اراده ی خداوند بالاتراز هر اراده ای است...
یوسف میدانست، تمام درها بسته هستند، اما به خاطر خدا ؛
حتی به سوی درهای بسته هم دوید...
و تمام درهای بسته برایش باز شد...
اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شد،به دنبال درهای بسته برو

چون خدای "تو"و "یوسف" یکی ست....... نمیدانم اکنون در کجای دنیا نفس میکشم و چه حس و حالی دارم...
اما با تمام زخمهایم برمی خیزم و رؤیاهایم را دنبال میکنم...
این حقیقت زندگی من است....
رها میکنم آنانی را که برای زندگی خود هدف و آرمانی ندارند...
آنان چه بدست آورده اند که اکنون تو را به خاک میخوانند..
به تمامی درهای بسته زندگی ام نگاه میکنم و با تمام قدرتم فریاد اقتدارم را می سازم میکنم...
برکت خداوند زودتر از حرکتم ، جانم را آسمانی میکند...
دیدگاه ها (۳۹)

خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...خواستند آثارش را از بین ب...

خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...خواستند آثارش را از بین ب...

خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...خواستند آثارش را از بین ب...

خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...خواستند آثارش را از بین ب...

خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...خواستند آثارش را از بین ب...

خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...خواستند آثارش را از بین ب...

خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...خواستند آثارش را از بین ب...

خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...خواستند آثارش را از بین ب...

خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...خواستند آثارش را از بین ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط