𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒚𝒖𝒐? 🗣️🔪

𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒚𝒖𝒐? 🗣️🔪
الیس شروع به تمرین کرد
انقدر تمرین کرد که دیگر توان نداشت
الیس با تاپ مشکی و شلوارک بود
در همین حال تهیونگ وارد شد
خواهرم؟ 𝑻𝟏 :
_چته؟
بی حیا اینا چیه پوشیدی؟ 𝑻𝟏 :
_نمک نریز... هر موقع میگی خواهر باهام کار داری
خب راستش... پیتر 𝑻𝟏 :
_خب؟
دختر اورده تو خونه 𝑻𝟏 :
الیس از همچین حرف هایی متنفر بود
برای همین عصبانی به تهیونگ گفت بره
لباسش رو عوض کرد و به بالـا رفت
_پیتر... این گوه کاریا اصلـا برام جالب نیست... من از خیابونی ها خوشم نمیاد
هه... همرو مثل خودت نبین... اینم لونا... دوستای خوبی بودید؟ 𝑷𝟏 :
لونا برگشت و به دختر نگاهی کرد
سلـام... دشمن... خونی... 𝑳𝟏 :
لونا با حرکت دست کاری کرد که تیراندازی شروع شد
پیتر همه چیز رو به افراد شوگا گفته بود
_لعنت بهت پیتر... لعنت .... ( داد )
همه با تفنگ ها تیر اندازی رو شروع کردند
اما الیس... در گوشه ای خون میداد...
چون اولین تیر به او خورد
+الیس( بلند )
جونگکوک دخترک رو گرفت
کت دختر رو کنار زد و تنها با کراپی که تن اون بود درحال جلوگیری از خونریزی بود
تیر خورده؟ 𝑻𝟏 :
رزی... سریع باش به تو نیاز داریم( بلند )𝑱𝟏 :
رزی... رفیق گرما و گلستان الیس
درحال بند اوردن خون او بود
رزی مانند فرشته ی نجات درحال کمکم به او بود
دیدگاه ها (۰)

𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒚𝒖𝒐? 🗣️🔪الیس و رزی کت و شلوار مشکی پوشیدند و طوری با ...

کت و شلوار آلیســ🎤🌚🚬

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط