در زندگ م

در زندگـے مـڹ
ڪســے هستـــ
ڪهـ روحــم را
با مداد رنگــےهایش
رنـگ ڪـرده
آسمـــانم را سبـز
زمینــم را آبــے
دریـاے بیڪـرانم را ســرخ
خورشید زیر پاهایـم
و گڸ هاے اقاقیا بالاے سرم
حضــورشـــ
همـه چیـز را تغییـر داده استـ
تابستــاڹ بـرف میبــارد
و زمستــاڹ خورشیـد
همــواره مـےتابـد
او پیـامبـریستــــ
ڪهـ هر ݪحظـه مــرا
با معجزاتش مؤمڹ تر میڪنـد
آخر روزے دیوانه ے مهربانےهایت میشوم
اصݪا حواستـ هستـ چهـ ڪرده اے؟
عقڸ و هوش را از سرم پرانده اے
روزے یڪ ڪارخانه ے قند
در دلم آب میشـود
ڪمـے رحـم ڪڹ
ڪمـے ڪمتـر خوب باش
ڪمـے ڪمتـر مهرباڹ باش
بگذار مڹ هم خودے نشاڹ دهـم
میترسم آخرمرض قند بگیرم ها
دیدگاه ها (۲)

#خرداد

... .....

#ashkan❤

گاهی یک نفر با نفس هایشبا نگاهشبا کلامشبا وجودشبا بودنشبهشتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط