مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت
مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 14
ویو ا/ت. چند نفر که فکر کنم از افرادش بودن ومدن داخل و به مافیایی که چاقو خورده بود کمک کردن و بردنش بیمارستان و یکی دیگشون منو برد به همون عمارت بزرگ رفتم داخل خسته بودم دلم میخاست بخوابم همین طور تو عمارت دنبال یه اتاق میگشتم و یکی خم پیدا کردم یه اتاق بزرگ بود رفتم داخل و در رو بستم لباسام کثیف بود اگه میرفتم رو تخت ونم کثیف میشد برا همین رفتم سمت کمد و درشو باز کردم شتتتت همش مردونه بود اگه تنم میکردم توشوو گم میشدم ازبس که بزرگ بود ولی بارم بهتر از این لباسای کثیف بود یه تیشرت مشکی با یه شلوار برادشتمو تنم کردم رفتم جلو ایینه و خودمو دیدم که خندم گرفت انقد بزرگ بود که دوتای من توش جا میشد شلواره هم گشاد بود اگه ولش میکردم از پام میوفتاد تو اتاق دنبال یه چیزی میگشتم که ببندم به کمرم که نیوفته تو کمد نگاه کردمو یه کروات برداشتم و بستم به کمرم و شلوار بلخره ایستاد ون قدر خسته بودم که حوصله نداشتم لباس هامو بشورم تا کردمو کنار تخت گذاشتم و رفتم روی تخت و پتو رو تا گردنم کشیدم روم و چشمامو بستم و خیلی زود خوابم برد......
ویو تهیونگ. ون مرد عوضی بهم چاقو زد حدود 6 ساعت تو ون بیمارستان کوفتی الافم کرد پیداش کنم میکشم جوری که تو تاریخ بنویسن این دکترای لعنتیم نمیزاشتن مرخص بشم مجبور شدم تهدیدشون کنم تا مرخصم کنن
وقتی مرخص شدم یک راست رفتم عمارت و رفتم تو اتاقم ون دختره تو اتاق من بود رو تختم خوابیده بود میخاستم بیدارش کنم که یکی در زد......
تهیونگ. در رو باز کرد.
( علامت تهیونگ _ علامت بادیگارد علامت مردی که به تهیونگ چاقو زد ₩)
_چیه؟
ارباب ون مردی که بهتون چاقو زد رو پیدا کردیم چیکارش کنیم
_ ببندینش به درخت تا بیام
چشم ارباب (تعظیم کرد و رفت
تهیونگ. خوب میدونم باهات چیکار کنم عوضی (لبخند شیطانی
( تهیونگ لباس هاشو عوض کرد و ومد پایین و روی صندلی شاهانه ای نشست و به مرد خیره شد....
حمایت کنید از این پارت الان پارت بعدی رو هم میزارم ❤️
ویو ا/ت. چند نفر که فکر کنم از افرادش بودن ومدن داخل و به مافیایی که چاقو خورده بود کمک کردن و بردنش بیمارستان و یکی دیگشون منو برد به همون عمارت بزرگ رفتم داخل خسته بودم دلم میخاست بخوابم همین طور تو عمارت دنبال یه اتاق میگشتم و یکی خم پیدا کردم یه اتاق بزرگ بود رفتم داخل و در رو بستم لباسام کثیف بود اگه میرفتم رو تخت ونم کثیف میشد برا همین رفتم سمت کمد و درشو باز کردم شتتتت همش مردونه بود اگه تنم میکردم توشوو گم میشدم ازبس که بزرگ بود ولی بارم بهتر از این لباسای کثیف بود یه تیشرت مشکی با یه شلوار برادشتمو تنم کردم رفتم جلو ایینه و خودمو دیدم که خندم گرفت انقد بزرگ بود که دوتای من توش جا میشد شلواره هم گشاد بود اگه ولش میکردم از پام میوفتاد تو اتاق دنبال یه چیزی میگشتم که ببندم به کمرم که نیوفته تو کمد نگاه کردمو یه کروات برداشتم و بستم به کمرم و شلوار بلخره ایستاد ون قدر خسته بودم که حوصله نداشتم لباس هامو بشورم تا کردمو کنار تخت گذاشتم و رفتم روی تخت و پتو رو تا گردنم کشیدم روم و چشمامو بستم و خیلی زود خوابم برد......
ویو تهیونگ. ون مرد عوضی بهم چاقو زد حدود 6 ساعت تو ون بیمارستان کوفتی الافم کرد پیداش کنم میکشم جوری که تو تاریخ بنویسن این دکترای لعنتیم نمیزاشتن مرخص بشم مجبور شدم تهدیدشون کنم تا مرخصم کنن
وقتی مرخص شدم یک راست رفتم عمارت و رفتم تو اتاقم ون دختره تو اتاق من بود رو تختم خوابیده بود میخاستم بیدارش کنم که یکی در زد......
تهیونگ. در رو باز کرد.
( علامت تهیونگ _ علامت بادیگارد علامت مردی که به تهیونگ چاقو زد ₩)
_چیه؟
ارباب ون مردی که بهتون چاقو زد رو پیدا کردیم چیکارش کنیم
_ ببندینش به درخت تا بیام
چشم ارباب (تعظیم کرد و رفت
تهیونگ. خوب میدونم باهات چیکار کنم عوضی (لبخند شیطانی
( تهیونگ لباس هاشو عوض کرد و ومد پایین و روی صندلی شاهانه ای نشست و به مرد خیره شد....
حمایت کنید از این پارت الان پارت بعدی رو هم میزارم ❤️
- ۵.۵k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط