هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی، دشنه زدی، خندیدم

معنی تک تک رفتار تو را می فهمم
ساده لوحیست بگویم که نمی فهمیدم

بسته بودم لب از آن درد و از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ نمی پرسیدم

عاقبت سرد شدم، خسته شدم، یخ کردم
مثل خورشید، غروبی که نمی تابیدم

اشک های دل من از تو و جفای تو نبود
بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم

برو ای دوست، برو، از تو گذشتم، خوش باش
برو ای یار که من جور تو را بخشیدم.......؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۷)

من تو را، من دوستت دارم، بفهم!پس مشو اربابِ آزارم، بفهم!من ت...

خداوندا خودت گفتی همین نزدیک نزدیکیاز اشک نیمه شب هایم چقد ...

.برای کفشی که همیشه پایت را می زندفرقی نمی کند تو راهت را در...

. بترس !از او که سکوت کرد وقتی دلش را شکستی،او تمام حرفهایش ...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

تو مرا کشتی؛البته، اشتباه برداشت نکن، فقط تو نبودی که مرا آس...

ص ۶۷پدر بود و احترامش واجب از عاق پدر می ترسیدم  و تلاشم برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط