‌#برگ ریزانم ؛ بهارم را به یغما برده اند

‌#برگ ریزانم ؛ بهارم را به یغما برده اند
بادها صبر و قرارم را به یغما برده اند

حال پاییز من از شور زمستان ، بدتر است
باغ پر بار انارم را به یغما برده اند

سال ها چنگیز ها با اسب های یکه تاز
خانه ام ...ایلم... تبارم را به یغما برده اند

مثل انسان نخستینم ولی آواره تر
سیل ها دیوار غارم را به یغما برده اند

چشم هایم را می آویزم به در، دیوانه وار
میخ ها دار و ندارم را به یغما برده اند

در دل انگشت هایم شور شادی مُرده است
تار تب دار ِ سه تارم را به یغما برده اند

جار می زد دوره گردی کوچه های شهر را
آی مردم ! روزگارم را به یغما برده اند...
✨ 💞 💞 💖
@RomanticPoem
دیدگاه ها (۱)

برگ ریزانم ؛ بهارم را به یغما برده اند بادها صبر و قرارم را ...

برگ ریزانم ؛ بهارم را به یغما برده اندبادها صبر و قرارم را ب...

برگ ریزانم ؛ بهارم را به یغما برده اندبادها صبر و قرارم را ب...

دانلود مجله کیهان ورزشي - شماره 929 - 6 خرداد 1351

دانلود کتاب اسباب خوشبختی - نویسنده اریک امانوئل اشمیت

دانلود مجله خواندنیها - شماره 129 - سال 16 - مرداد 1335

عزیز البریهی

آن‌چه من دیدم و من می‌کشم از جور فراقکه شنیده‌ست و که دیده‌س...

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد ⤵️منم بنده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط