هر روز مي پرسي که : آيا دوستم داري ؟

هر روز مي پرسي که : آيا دوستم داري ؟
من ، جاي پاسخ بر نگاهت خيره مي مانم
تو در نگاه من ، چه مي خواني ، نمي دانم
اما به جاي من ، تو پاسخ مي دهي : آري !
ما هر دو مي دانيم
چشم و زبان ، پنهان و پيدا ، رازگويانند
وآنها که دل به يکديگر دارند
حرف ضمير دوست را ناگفته مي دانند
ننوشته مي خوانند
من « دوست دارم» را
پيوسته ، در چشم تو مي خوانم
نا گفته ، مي دانم
من آنچه را احساس بايد کرد
يا از نگاه دوست بايد خواند
هرگز نمي پرسم
هرگز نمي پرسم که : آيا دوستم داري
قلب من و چشم تو مي گويد به من : آري


#اندر_احوالات_عشق
دیدگاه ها (۲۲)

تا کجا باید ماند و با "یار" رفت؟ تا کی باید "هم راه" بود؟ در...

عشق رایگان‌ترین دارایی جهان است. برای عاشق بودن نه پول می‌خو...

مگر نمی‌گویند که هر آدمییک بار عاشق می‌شود ؟پس چرا هر صبح که...

شبی آغوش روی ِ سایه ات وا کرده ای هرگز؟خودت را اینهمه دلتنــ...

نامه ی دامبلدور به گریندل والد

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

تکاپو پارت 52:تردید🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد، ویلا در سکوت سنگین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط