گفتم

گفتم :
بهانه‌ای نیست تا پر زنم به سویت
گفتا  :
تو بال بگشا ، راہ بهانه با من!

گفتم :
ز عشق بازی،
در کَس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم
گفتا : نشانه با من...

#مهدی سهیلی
دیدگاه ها (۰)

فراموش نکن که :انسان مانند رودخانه استهر چه عمیق‌تر باشد آرا...

گر با غم عشق سازگار آید دلبر مرکب آرزو سوار آید دلگر دل نبود...

می خواهم از زمانی که برایم باقی مانده لذت ببرمشاکر روزهایی ب...

غروب‌ها،درد دارند…نه از رفتن خورشید،از نبودن کسانی که باید ک...

دلم بدون تو هی بهانه می‌گیردسراغ یک غزل عاشقانه می‌گیردهمان ...

طفل بودم زندگی بعد از تو جانم را گرفت لب گشودم تا سخن گفتم ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط