درگیر دلت بودم و این رسم وفا نیست

درگیر دلت بودم و این رسم وفا نیست
در پاسخ احساس دلم،ظلم روا نیست

آشفته و غمگینم و این کار خودی بود
سهرابم و زخمی شده ام،لیک دوا نیست

استاد غزل های نو و ساز و نوازم
صد حیف که دیگر به سرم شورِ نوا نیست

دلمرده شدم کار من از حوصله رد شد
این عاشق دلمرده که محتاج هوا نیست

دشمن شده ای،طعنه و تزویر و لجاجت؟
من عاشق تزویر توام،گرچه بجا نیست غزل :l . ✨ 
دیدگاه ها (۱)

زیـرِ بـاران بـاشـی و یـک اسـتـکـانِ چـایِ داغدر کنارش یک ...

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذ...

گفتم ای دل، نروی... خار شوی، زار شوی... ...

امشب غزل با نام  باران مینویسمباجوهر اشک  فراوان مینویسمامشب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط