دستانم را میتوانی ببندی

دستانم را میتوانی ببندی
پاهایم را می توانی ببندی
دهانم را می توانی ببندی
اما ذهنم را هرگز !
یک روز
از ذهن من
از ذهن تو
از ذهن ما
هزاران پرستوی وحشی
به آسمان خواهد پرید
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه

چه خوب می‌شد اگر بین این روز های سختصدای تو طنین انداز می شد...

#نیایش_صبحگاهی به نام خدایی که برذات وی محال است هرگز برد عق...

پنج دروغی که ذهن مضطرب تو یاد گرفته و هر روز داره تکرارش می‌...

با من قهوه می‌نوشی؟قدم با منخیابان را؟و دستانم به دستتجان‌فش...

وقتی به تو فکر می‌کنمتازه می‌فهمم چقدر بسیارم منبه این‌همه ا...

تقدیم به زندگیم:🫀🫂هرچند ندارمت اما همه داشته هایمیهرچند محال...

پروردگارا، شکایتِ دل‌های مظلوم را به تو می‌آوریم؛خودت پناه و...

گل برای زندگی نور را بهانه می‌کند.،و من تورا، هر روز پنجره ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط