قایق از تور تهی و دل از ارزوی مروارید

قایق از تور تهی... و دل از آرزوی مروارید...
همچنان خواهم راند،
نه به آبی ها دل خواهم بست،
نه به دریا پریانی که سر از آب به در می آرند..
و در تابش تنهایی ماهی گیران
می فشانند فسون از سر گیسوهاشان..
همچنان خواهم راند!..
همچنان خواهم خواند:

" دور بایـــــــــــــــــــــد شد، دور....."
دیدگاه ها (۱)

یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی:«تعطیل است...»و بچسب...

گاهی چه بی اندازه دلتنگ می شومو دلتنگی برایم چه واژه ی غریبی...

تو رفتیو اینها می مانند تا ابدیک آهیک بغض لعنتیو یک سوال بی ...

با خودمان میگوییم:( عادت میکنیم..) و با صراحت زیادی این جمله...

قلم به دست تنها نشسته ای در نظرمآری بگذار از تو بنویسماز تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط