🎻 🎻

🎻 🎻


آڹ ڪہ یڪ عمر

بہ شوق تو


در ایڹ ڪوچہ نشست

حاڸ


وقتی بہ لب پنجره می آیی


نیست
دیدگاه ها (۳)

حســــــرت !یعنی شانه هایت دوش به دوشـــم باشداما نتوانــــم...

گفته بودی گاهِ دلتنگی سراغم را بگیر گاه بی تابی، دل آشوبی، س...

تمام دلخوشی‌ام ،عطر ِ حارّه‌ای ِ رشته‌های موی توست ...موهای ...

نرگس مردم فریبی داشت شبنم می فروختبا همان چشمی که می زد زخم،...

#دلنوشتہ 🧚🏻‍♀️🦋🧚🏻‍♀️🦋نذر ڪردم گر ز دست محنت هجران نمیرمآستان...

منو از یاد نبر.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط