پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را با سیلی دروغهایت سرخ م

پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را با سیلی دروغهایت سرخ می کنم تا هرگز
نفهمی آنکه بهار سبزم را به خزان نشاند تو بودی . . .
دیدگاه ها (۱)

یار ما چون نیستی با هرکه خواهی یار باش....

کاشکی تو نگاه آخر...اشکو تو چشام میدیدی....تو چی کردی با دل ...

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !نباید مست را در حال ...

عشقی که آرامش معشوق را بگیرد "خودخواهی" ست.

گاهی نگه به چهره ی زردم توماه کنزان نرگسان مستِ خودت روبه را...

گاهی نگه به چهره ی زردم توماه کنزان نرگسان مستِ خودت روبه را...

برات آرزو می کنم یک خبر خوب بشنوی ازونایی که بعدش آهنگ می ذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط