پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را با سیلی دروغهایت سرخ م

پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را با سیلی دروغهایت سرخ می کنم تا هرگز
نفهمی آنکه بهار سبزم را به خزان نشاند تو بودی . . .
دیدگاه ها (۱)

یار ما چون نیستی با هرکه خواهی یار باش....

کاشکی تو نگاه آخر...اشکو تو چشام میدیدی....تو چی کردی با دل ...

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !نباید مست را در حال ...

عشقی که آرامش معشوق را بگیرد "خودخواهی" ست.

خدایا،هر روزی که از این عمر ما میگذرد،همه ش تو بودی و تو بود...

شَب در خم گیسوی تو عابر می شد،با هر نفست بهار ظاهر می شد! ای...

بسم‌الله الرحمن الرحیم من هر روز به تو فکر میکنمعزیز دلمبه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط