ارباب بی رحم
ارباب بی رحم
P5
ویو صبح
داشتم به کارام میرسیدم که یادم اومد آت زخمی هنوز تو شکنجه گاه رفتم تو اون اتاقه و دیدم آت هنوز بی هوشه. به دکتر زنگ زدم اومد و گفت
ک: آسیب خیلی بدی دیده و
+و چی
ک:به رحمش ضربه بدی خورده و امکان نازایی زیاد هست
+چی..اوکی میتونی بری
دکتر رفت نشستم بیش آت چرا با یه پسر دیگه بود
آت داشت بهوش میومد
+آت
-ب...ل....ه
+بهوش اومدی
-اهو..م
+اوکی
-ار ارباب میترسم دیگه تو اون عکسی که نشونم داد من نبودم اونا فوتو شاپ بودن ولی میترسیدم بهش بگم اگه بگم از دوباره میزنم
ویو ات
بلند شودم خیلی درد داشتم تمام بدنم با باند پیچی شده بود درست نمیتونستم راه برم ولی باید غذا درست کنم
رفتم پایین غذارو درست کردم کشیدم. برای ارباب. وقتی تموم کرد رفتم ظرف هارو شوستم و رفتم یه دوش گرفتم
-اجوما
&بله دختر
-مسکن داری
&درد داری
-اره
P5
ویو صبح
داشتم به کارام میرسیدم که یادم اومد آت زخمی هنوز تو شکنجه گاه رفتم تو اون اتاقه و دیدم آت هنوز بی هوشه. به دکتر زنگ زدم اومد و گفت
ک: آسیب خیلی بدی دیده و
+و چی
ک:به رحمش ضربه بدی خورده و امکان نازایی زیاد هست
+چی..اوکی میتونی بری
دکتر رفت نشستم بیش آت چرا با یه پسر دیگه بود
آت داشت بهوش میومد
+آت
-ب...ل....ه
+بهوش اومدی
-اهو..م
+اوکی
-ار ارباب میترسم دیگه تو اون عکسی که نشونم داد من نبودم اونا فوتو شاپ بودن ولی میترسیدم بهش بگم اگه بگم از دوباره میزنم
ویو ات
بلند شودم خیلی درد داشتم تمام بدنم با باند پیچی شده بود درست نمیتونستم راه برم ولی باید غذا درست کنم
رفتم پایین غذارو درست کردم کشیدم. برای ارباب. وقتی تموم کرد رفتم ظرف هارو شوستم و رفتم یه دوش گرفتم
-اجوما
&بله دختر
-مسکن داری
&درد داری
-اره
- ۹.۸k
- ۲۹ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط