و حالا انتهای کوچه شعر

و حالا انتهای کوچه شعر

منم با انتظاری مبهم و زرد

ولی ای کاش جادوی نگاهت

غزل های مرا غارت نمی کرد
دیدگاه ها (۱)

ردی از نگاهت، مانده بر پنجره‌ها  بوی تو پیچیده در هوای کوچه‌...

.─═༅░⃟⃟🤍با توامای لنگر تسکین!ای تکان‌های دل!ای آرامش ساحل!با...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

به آرزو نرسیدیم….امیر هوشنگ ابتهاج (۶ اسفندِ ۱۳۰۶ – ۱۹ مرداد...

من قطب مغرور غزل بودم توو کوچه های شعر : یک شب گرد وقتی رسید...

عاشقانه های شبنم

با خنده ای که عکس تو در بر گرفته استدیوار خانه چهره ی دیگر گ...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

﷽#مولای‌من🥀با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط