ولی دیگه بلد نیستم از ته دل بخندم

ولی دیگه بلد نیستم از ته دل بخندم
.
.
.
.
دنیا حافظه ام را پاک کرد،دیگه هیچ جای دنیا کلاسی وجود نداره که خندیدن رو یادم بده، عوضش تا میتونه سختی یا رو میریزه رو سرم، تا یاد بگیرم وقتی دارم زیر دردها له میشم، سکوت کنم و
جلوی دیگران نقش بازی کنم.......
دیدگاه ها (۱)

بوس واسه بد خواهامون....

این قدر که دوست پسر نداشتم، طرز استفادشم یادم رفته....اول تی...

بگین لطفا....maryam=????

#novel_vampireته او ببخشید من عادت دارم بالشت یا چیزی رو تو ...

پارت ۲۲

^فیک جونگکوک^(پارت۹۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط