رمان گناه عشق❌🍷
رمان گناه عشق❌🍷
پارت:۸۱
بعد چند دقیقه بعد از طرف نیکا تکسی اومدی:
"اوهووو!چطور حرف گوش کن شدی؟ ما عزیز شما شدیدم؟"
دختره ی احمق لیاقت خوب حرف زدن باهاش رو نداره اصلا:
"احمققق، لیاقت نداری."
نیکا با چند تا استیکر خنده تکسش رو میخونم:
"هاپو نشو.😂😂😂😂"
لبخندی میزنم که دوباره صفحه چتش پر میشه:
"شبت بخیر هاپو خانم"
دختره ی دوست داشتنی.
"شبت بخیر زن دادش"
گوشیو خاموش میکنم و توی خوتب عمیقی فرو میرم. خدایا یعنی میشه؟
.........؟...........؟.........
پارت:۸۱
بعد چند دقیقه بعد از طرف نیکا تکسی اومدی:
"اوهووو!چطور حرف گوش کن شدی؟ ما عزیز شما شدیدم؟"
دختره ی احمق لیاقت خوب حرف زدن باهاش رو نداره اصلا:
"احمققق، لیاقت نداری."
نیکا با چند تا استیکر خنده تکسش رو میخونم:
"هاپو نشو.😂😂😂😂"
لبخندی میزنم که دوباره صفحه چتش پر میشه:
"شبت بخیر هاپو خانم"
دختره ی دوست داشتنی.
"شبت بخیر زن دادش"
گوشیو خاموش میکنم و توی خوتب عمیقی فرو میرم. خدایا یعنی میشه؟
.........؟...........؟.........
- ۵.۴k
- ۲۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط