هَمه چی تمام نبود ،

هَمه چی تمام نبود ،
 حتی از دید من...!
زیبا بود ،... اما زیباتر از او هم بود
جَذاب بود ،... اما جذاب تر از او هم دیده بودم
دِلبر بود ،... اما دلبر تر از او هم کم نبود
اما او در من حسی به نام تَعَهُد را زنده نِگہ میداشت
او چیزی داشت که کسی نداشت..
او با نبودنش کاری کرد که هِزاران بودن نمیتوانست بکند
او با جایِ خالیش کاری کرد
که هزاران هزار حضور نمیتوانست بکند...
او مرا بدونِ هیچ اجباری ..♡
مجبود به مُتعهِد بودن کرد،
 تَعهُدی تنها،
تَعهُدی یک طرفه...♥
دیدگاه ها (۱)

هَمیشه کمی دور می ایستاد..اِنقدر دور که نتوانی در آغوشش بکشی...

بی #تو ❤ هر لحظه مَرا ...بیمِ فرو ریختن است مثلِ شهری  که ب...

شِعر جای خودش را داردو تو جای خودت را...اصلا هر چیزی جای خود...

هَمچو پَروانه که با شمع مقابل شده استبارها سوخته است این دِل...

Chapter Seven, Part ¹⁹+ پیامی آورده بودن^ برای کی؟+ من.. مثل...

#P𝗔R𝗧 : 105#CHAPTER : 2〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط