تو قدر خویش ندانی ز دردمندان پرس

تو قدر خویش ندانی ز دردمندان پرس
کـــز اشتیاق ِجمالت چه اشک می‌ریزند

قرار عقل برفت و مجال صبـــر نماند
که چشم و زلف تو از حد برون دلاویزند

#سعدی
دیدگاه ها (۵)

دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی....#حافظ

خوشا غم تو....که با ما کنار می‌‌آید....#هوشنگ_ابتهاج

به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغورای نور و ظلمت از زمین ...

جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشدسر رفت و #آرزوے تو از سر ب...

#شعر_نو 🍃گفتم مرو رفتی و بد بیراه رفتیبس تند میرانی نگه کن ت...

ما به فردی سوار بر یک قطاری از جنس زندگانی بر روی ریل اهنی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط