مستی در شب P
🍷مستی در شب🍷 🪐P16🪐
دکتر: «تبریک میگم. دخترتون به دنیا اومد.»
جونگکوک یخ میزنه. به بچه نگاه میکنه. به تو نگاه میکنه. به بچه نگاه میکنه. دهنش باز میمونه. انگار نمیتونه باور کنه.
بچه رو میذارن روی سینهت. یه موجود کوچولوی قرمز و چروکیده با چشمای بسته. گریه میکنه. دستاش رو تکون میده.
جونگکوک میاد پایین. سرش رو میذاره کنار سر تو. به بچه زل میزنه. اشکاش میچکه روی بالش.
· جونگکوک: (با صدای بغضآلود) «سلام دخترم... من بابام...»
· تو: (خسته اما خندان) «دیدیش؟»
· جونگکوک: «آره... دیدمش... مثله. مثله توئه.»
· تو: «دماغش مال توئه.»
· جونگکوک: (با تعجب به دماغ کوچولو نگاه میکنه) «اینا رو از کجا آوردی کوچولو؟»
بچه آروم میشه. چشماش رو باز میکنه. دو تا چشم بادومی مشکی درشت. به باباش زل میزنه.
· جونگکوک: (شوکه) «به من نگاه میکنه... داره منو میبینه...»
· دکتر: «چشماش خوب میبینه. مخصوصاً صورت رو.»
· جونگکوک: «دختر من... از همون اول میدونه باباش کیه.»
بچه رو برمیدارن برای تمیز کردن و وزن کردن. جونگکوک دستش رو ول نمیکنه. پیشونیت رو میبوسه. چشمات رو میبوسه. لبات رو میبوسه.
· جونگکوک: «معجزه کردی. قهرمان من.»
· تو: «خستهام...»
· جونگکوک: «بخواب. من بیدارم. مواظبتم. مواظب هردوتونم.»
تخت. با یه دست دست تو رو گرفته، با اون یکی دست، انگشت کوچیکش رو داده دست بچه. بچه انگشتش رو محکم چسبیده.
· جونگکوک: (زمزمه میکنه) «سلام جینا... به دنیا خوش اومدی. من بابام. اونم مامانته. قراره همه زندگیمون باهات باشه. قراره همیشه مواظبت باشیم. قراره بهترین بابای دنیا برات باشم.»
· تو: (با چشمای نیمهبسته) «چی گفتی اسمش رو؟»
· جونگکوک: «جینا. جینا جئون. قشنگه نه؟»
· تو: «جینا... آره... قشنگه...»
چشات بسته میشه. خستگی و درده دیگه تموم شده. جونگکوک همونطور نشسته، به دو تا فرشتهش نگاه میکنه. اشک از چشماش میاد پایین، ولی لبخند روی لبشه.
بغض میکنه. بلند میشه. اول لبت رو میبوسه. بعد میاد پایین، پیشونی جینا رو میبوسه. بعد برمیگرده میشینه.
· جونگکوک: (آروم، برای خودش) «ممنونم... ممنونم بابت این همه نعمت... قول میدم هیچ وقت نذارم ناراحت بشین. قول میدم بهترین زندگی رو براتون بسازم.»
پرستار میاد میگه باید ببرن جینا رو برای معاینات. جونگکوک تا دم در باهاشون میاد. برمیگرده کنارت. میخوابه روی صندلی کنار تخت. دستتو میگیره. چشاش رو میبنده.
ادامه....
دکتر: «تبریک میگم. دخترتون به دنیا اومد.»
جونگکوک یخ میزنه. به بچه نگاه میکنه. به تو نگاه میکنه. به بچه نگاه میکنه. دهنش باز میمونه. انگار نمیتونه باور کنه.
بچه رو میذارن روی سینهت. یه موجود کوچولوی قرمز و چروکیده با چشمای بسته. گریه میکنه. دستاش رو تکون میده.
جونگکوک میاد پایین. سرش رو میذاره کنار سر تو. به بچه زل میزنه. اشکاش میچکه روی بالش.
· جونگکوک: (با صدای بغضآلود) «سلام دخترم... من بابام...»
· تو: (خسته اما خندان) «دیدیش؟»
· جونگکوک: «آره... دیدمش... مثله. مثله توئه.»
· تو: «دماغش مال توئه.»
· جونگکوک: (با تعجب به دماغ کوچولو نگاه میکنه) «اینا رو از کجا آوردی کوچولو؟»
بچه آروم میشه. چشماش رو باز میکنه. دو تا چشم بادومی مشکی درشت. به باباش زل میزنه.
· جونگکوک: (شوکه) «به من نگاه میکنه... داره منو میبینه...»
· دکتر: «چشماش خوب میبینه. مخصوصاً صورت رو.»
· جونگکوک: «دختر من... از همون اول میدونه باباش کیه.»
بچه رو برمیدارن برای تمیز کردن و وزن کردن. جونگکوک دستش رو ول نمیکنه. پیشونیت رو میبوسه. چشمات رو میبوسه. لبات رو میبوسه.
· جونگکوک: «معجزه کردی. قهرمان من.»
· تو: «خستهام...»
· جونگکوک: «بخواب. من بیدارم. مواظبتم. مواظب هردوتونم.»
تخت. با یه دست دست تو رو گرفته، با اون یکی دست، انگشت کوچیکش رو داده دست بچه. بچه انگشتش رو محکم چسبیده.
· جونگکوک: (زمزمه میکنه) «سلام جینا... به دنیا خوش اومدی. من بابام. اونم مامانته. قراره همه زندگیمون باهات باشه. قراره همیشه مواظبت باشیم. قراره بهترین بابای دنیا برات باشم.»
· تو: (با چشمای نیمهبسته) «چی گفتی اسمش رو؟»
· جونگکوک: «جینا. جینا جئون. قشنگه نه؟»
· تو: «جینا... آره... قشنگه...»
چشات بسته میشه. خستگی و درده دیگه تموم شده. جونگکوک همونطور نشسته، به دو تا فرشتهش نگاه میکنه. اشک از چشماش میاد پایین، ولی لبخند روی لبشه.
بغض میکنه. بلند میشه. اول لبت رو میبوسه. بعد میاد پایین، پیشونی جینا رو میبوسه. بعد برمیگرده میشینه.
· جونگکوک: (آروم، برای خودش) «ممنونم... ممنونم بابت این همه نعمت... قول میدم هیچ وقت نذارم ناراحت بشین. قول میدم بهترین زندگی رو براتون بسازم.»
پرستار میاد میگه باید ببرن جینا رو برای معاینات. جونگکوک تا دم در باهاشون میاد. برمیگرده کنارت. میخوابه روی صندلی کنار تخت. دستتو میگیره. چشاش رو میبنده.
ادامه....
- ۲.۶k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط