استاد من

🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت⁴⁸
زنگ زدم به کوک
کوک:چطوری آماده شدی بیام دنبالت
سلین :عااا آرع بیا
چند دقیقه بعد
کوک اومد جلوی در آرایشگاه
بوق بوق بوق
سلین :چتههه (خنده)
کوک:امروز بهترین روز زندگیم مگه میشه
خوشحال نباشم اخه؟
سلین : آره باید خوشحال باشیم دوتامون
خب دیگ بریم
بعد از ¹⁵ دقیقه رسیدیم تالار
همه برامون دست می‌زدن
واقعا خیلی حس عجیبی داشتم
یونا اومد سمتم و خیلی بوسم کرد اونم با دوست پسرش اومد بود
عاقد اومد . و عقد رو خونده
عاقد : خب حالا من شمارو زن و شوهر اعلام میکنم
میتونید همو بوس کنید
و کوک‌ پیشونی سلین رو بوس کرد
فلش بک به دو ماه بعد از عروسی 😽
چند روزی بود که علائم های مثل سرگیجه حالت تهوع و ... داشتم امروز رفتم آزمایشگاه و یه آزمایش دادم
بعد از یک ساعت جواب آزمایش رو گرفتم و رفتم پیش دکتر
سلین :سلام خانم دکتر اممم بفرمایید
جواب آزمایشم
دکتر :اووووو مبارک باشه خانم‌ جئون شما ¹ ماه که باردار هستید
سلین :چی چییی
واقعا خیلی خوشحال شدم
مممنون
و رفت
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۷)

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁴⁹رفتم که جونکوک رو سورپرایز کنم رفتم داخ...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁵⁰فلش بک به شب زنگ در خونه اومد رفتم در ر...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁴⁷فقط منو کوک‌ موندیم کوک:بریم بیرون ؟سلی...

سیسی های گلم🛐😺من شنبه به همون سفری که بهتون گفتم میرمالبته ب...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت ³⁷سلین:ببخشید که دیر اومدم کوک: اشکالی ن...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت³²سلین :باشه موهام رو بابلیس بکشکوک:اوکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط