عشقی که یه طرفه شروع شد

عشقی که یه طرفه شروع شد
پارت چهارم

امره:دلم واست تنگ شده

لیا:ما جدا شدیم بسه دیگه خسته شدم ببین میرم دادگاه حکم دوری میگیرم

امر:بگیر مگه مهمه نصف استانبول دست منه کاری نمی تونی بکنی

لیا:گمشو

و لیا گوشی رو قطع کرد

همون موقع یکی در زد یه دسته گل بزرگ جلوی در بود لیا گل رو برداشت آوردش داخل

یه کاغذ نوشته بود:بازم دلتو بدست میارم امره.

لیا کاغذو پاره کرد انداخت تو سطل زباله

...
دیدگاه ها (۳)

عشقی که یه طرفه شروع شد پارت پنجم لیا به توانا زنگ زدلیا با ...

عشقی که یه طرفه شروع شد پارت ششمتوانا رسید در زد لیا درو باز...

عشقی که یه طرفه شروع شد پارت سومتوانا: چاعان دربارش حرف بزنن...

عشقی که یک طرفه شروع شدپارت دومسینماچاعان:من میرم خوراکی بگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط