نباید شیشه را با سنـگ بازی داد !

نباید شیشه را با سنـگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستی . . .
دست ِ قاضی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتم را . . .
به دست ِ خیس باران داد !
کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار میله ها
با دانه ی گندم . . . به او تعلیم ماندن داد.
دیدگاه ها (۹)

بی حجابی و فحشا عمومی

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

# پارت چهاردهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

مرد بی رحم

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط