رقص تند عقربه در ساعت پیر زمان
رقص تند عقربه در ساعت پیر زمان
میزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر بمان
روزشد ساعت، وساعت شددقیقه، مهربان
شد دقایقثانیه، اینجابهشتاست بیگمان
حلقه زد دستان پر مهرت، به دور گردنم
من در آغوشت، مهیا، بهر حتی مردنم
این همه شادی،به لطف عشق توآمد پدید
پاکتراز عشق ما،عالم به خود هرگز ندید
من تنفس میکنم عشق توراهرصبح و شام
درکنارت شادمانم، ای نگار خوش خرام
عشق تو آتش فکنده بر دل اندوه و غم
دوستت دارم شده ورد زبانم، دم به دم
بهر عشق پاکمان، دایم خدا را شاکرم
با دعایی نامه ام را من به پایان میبرم
بارالها عشق را در سینه ها پاینده کن
مردمان را با محبت راهی آینده کن
میزند فریاد، عشقم، اندکی دیگر بمان
روزشد ساعت، وساعت شددقیقه، مهربان
شد دقایقثانیه، اینجابهشتاست بیگمان
حلقه زد دستان پر مهرت، به دور گردنم
من در آغوشت، مهیا، بهر حتی مردنم
این همه شادی،به لطف عشق توآمد پدید
پاکتراز عشق ما،عالم به خود هرگز ندید
من تنفس میکنم عشق توراهرصبح و شام
درکنارت شادمانم، ای نگار خوش خرام
عشق تو آتش فکنده بر دل اندوه و غم
دوستت دارم شده ورد زبانم، دم به دم
بهر عشق پاکمان، دایم خدا را شاکرم
با دعایی نامه ام را من به پایان میبرم
بارالها عشق را در سینه ها پاینده کن
مردمان را با محبت راهی آینده کن
- ۵۵۳
- ۰۳ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط