شراب تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش

شراب تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
خسته شدم
. . . .
دیدگاه ها (۲)

"چگونه می شُد فراموشش کرد..."ساده استبرای فراموشی آدم هاباید...

شب خوشعشقم

از تـو چه پنهان ؛گاهی آنقدر خواستنی می شویکه شروع می کنمبه ش...

سلام بر خورشید سلام بر صبح و روشنایی سلام به همه ی دوستان نا...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

چرا؟

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط