p

p43
پرش به دادگاه
جونگکوک تو دادگاه نشسته و کنارش وکیلش سر پا وایساده بود
در همین حال ات همراه هیونجین وارد دادگاه شد با صدای کفش پاشنه بلند ات جونگکوک برگشت سمت ورودی دادگاه و ات رو دید ات به طرف جونگکوک رفت
ات:سلام
کوک:سلام ...معرفی نمیکنی
ات:هیونجین دوستِ پسرم بچگیم هست

تو چشمای جونگکوک حرص رو میشه دید
کوک:بریم تو(با حرص)
رفتن تو
خلاصه
رفتن یکم حرف زد و بعد طلاق گرفتن
____________________________
پایانش خوشه ناراحت نشین
دیدگاه ها (۰)

p44پرش به بیرون دادگاهکوک:ات ات:بلهکوک:حداقل میزاشتی طلاق بگ...

p45مهناز: هوی زنیکه فالگوش دم در وایساده بودی هااجوما: نه خا...

p42پرش به فردا ات ویودیشب نخوابیدم شب تا صبح گریه کردم وقتی ...

p41ات:جونگکوک بدون اخرش پشیمون میشی کوک:هِری ات ویو با همون ...

p47و صدای تیر کل محوطه دریا رو گرفت ات روی دوزانوش فرود اومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط