آنکه یک عمر به شوق #تو در این #کوچه نشست

آنکه یک عمر به شوق #تو در این #کوچه نشست

حال وقتی به لب #پنجره می آیی نیست

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۱)

○ یادم هست آخرین باری که کربلا مشرف شدم گفتم :"آقا جان ما را...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

تا کجا عمر به شوق تو شود صرف ای مرگ🌸ای که زنده ترین گوهر این...

🍂☕️ عصرهای دنجِ خونه…نورِ طلایی آفتاب که از پنجره می‌تابه، ع...

اگر‌ نبودم ،پیدایم کن در بارانی کهبه هنگام عصر ، می باردو خو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

گر تماس لبِ من بـآ لبِ تو شرعی نیست ؛من از این فاصله لبخـنـد...

خدا…وقتی همه‌چیز از دست می‌رود،تو میمانی وقتی دل می‌شکند،نام...

گر تماس لبِ من بـآ لبِ تو شرعی نیست ؛من از این فاصله لبخـنـد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط