هر یک از زنانی

هر یک از زنانی
که زمانی
بی تفا وت از کنارشان گذشته ای
تمام دنیای مردی بوده اند
همین زن که از اتوبوس پیاده شد
با چشمهای معمولی
و کیفی معمولی تر
و تو معصومش پنداشتی
روزی
جایی
کسی را آتش زده
با همان ساقهای معمولی
و انگشتهای کشیده
شک ندارم
مردی هست
که هنوز
در جایی از جهان
منتظر است آن زن
خوشبختی را در همان کیف چرم معمولی
به خانه اش ببرد...

؛ چارلز بوکفسکی ؛
دیدگاه ها (۵)

هر یک از زنانیکه زمانیبی تفا وت از کنارشان گذشته ایتمام دنیا...

هر یک از زنانیکه زمانیبی تفا وت از کنارشان گذشته ایتمام دنیا...

هر یک از زنانیکه زمانیبی تفاوت از کنارشان گذشته ایتمام دنیای...

هر یک از زنانیکه زمانیبی تفاوت از کنارشان گذشته ایتمام دنیای...

هر یک از زنانی کهزمانی بی تفاوتاز کنارشان گذشته ایتمام دنیای...

هر یک از زنانی کهزمانی بی تفاوتاز کنارشان گذشته ایتمام دنیای...

هر یک از زنانیکه زمانیبی تفاوت از کنارشان گذشته ایتمام دنیای...

هریک از زنانی کهزمانی بی‌تفاوتاز کنارشان گذشته‌ایتمام دنیای ...

هر یک از زنانی که زمانی بی تفاوتاز کنارشان گذشته ایدتمام دنی...

داستان کوتاه ده نفر سرخپوست اثر ارنست همینگوی ترجمه احمد گلش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط