روباهه تشنه و گرسنه به یه بوتهی

روباهه تشنه و گرسنه به یه بوته‌ی
انگور رسید هرچه سعی و تلاش کرد
نتونست خوشه انگور رو بچینه ..

سرآخر راهشو کشید و رفت توی مسیر
بیخود به خودِش دلداری میداد آره بابا
انگوره تُرش بود منم که انگور تُرش نمی‌خورم (!)

حکایت خیلی از آدماس که وقتی با حقیقت
روبه‌رو میشن چون با بعضی از باورهاشون
در تضاده برای راحت کردن خیال خودشون
بهانه تراشی می‌کنند. (بین تمام اقشارِ جامعه)
#واقعیت_تلخ🪔
دیدگاه ها (۰)

انسان تنها زمانى حق داردبه انسانى ديگر از بالا به پايين بنگر...

به شدت از این مدل آدمها باید فاصله گرفتو کسی که با دیدن چارت...

خیلی بازی باحالیه

حتماً‌ این نکات رو موقعیتش پیش اومدحتی به بهونه‌ی داستان تعر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط