من کفش نداشتم و مدام شکایت می کردم، تا اینکه روزی مردی را

من کفش نداشتم و مدام شکایت می کردم، تا اینکه روزی مردی را دیدم که پا نداشت
دیدگاه ها (۲)

هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم روزی، فیلمی که لنز دوربین از سینه‌زنی ...

وضعیتم چون برقا رفته بود و من نت نداشتم قبل اینکه برقا بره آ...

ادیتم چطور و اینکه چرا دومی رو گذاشتم ادیتی که ازش کپی کردم ...

اوا قلم باز داشتیم من خبر نداشتم 😦🥀( فکر می کردم همه قلم ها ...

دیروز رفتیم بیرون یه گربه دیدم همینجوری نگاش می کردم آخرش شک...

من ظهر جانگ اوک جونگ تموم کردم😢و غروب آیدل من دبیوی منو دیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط