در خاطره ام خاطره ای بود ولی نیست

در خاطره ام خاطره ای بود ولی نیست
در باغ دلم بنفشه ای بود ولی نیست
در فصل بهارم و در این منظره ی گل
امید دلم شکوفه ای بود ولی نیست
این موسم گل هست و به گلزار من افسوس
یک غنچه ی نو شکفته ای بود ولی نیست
افسانه شد آرزو وُ آمال دلم چون
در پهلوی سایه ، سایه ای بود ولی نیست
گشتم همه آسمان شب را که بیابم
چون در نظرم ستاره ای بود ولی نیست
دارم به گلو بغضی از این روزگهم چون
پایان شبم سپیده ای بود ولی نیست
لعنت به تو ای بخت بد اقبال که امشب
بر هق هق گریه شانه ای بود ولی نیست
دیدگاه ها (۳)

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

۴۵ لایک و ۱۵ نشر و ۵۰ کامpart : 15به جای کاور این عکسشونو گذ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت نهم: پژواکِ سکوتِ سردسالنِ ق...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت نهم: سقوط در باغِ آرامشهوا توی...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت شانزدهم: نقاب‌های شکسته و فرار از عم...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط