اگر اینجا کاغذ بود...

اگر اینجا کاغذ بود...

تمام تن دفترم زخم میشد

از سقوط اشکهایی که مجال شعر شدن

ندارند

اگر اینجا کاغذ بود...

خطهای دفترم شعر میشد

از متلاشی شدن کبود اشکها برسطرهای

خالی


اگر اینجا کاغذ بود

قلمم مینوشت...

وانگشتهایم در امان بودند!!!!
دیدگاه ها (۵)

حال مترسکی را دارم که حتی کلاغ قصهروی شانه اش ننشست...بااینک...

✘ﺍِﻧـﻘَـــﺪ ﺑــے ﺣــۅﺻــِـﻠِﻪ ﺍَمکہ ﻫــَﺮ ڪے ﺑِــﺨۅﺁﺩ ﺑــﺂﻡ ...

انقدر محکم مرا در آغوش بگیر... تا تمام باز مانده های خاطره ا...

دلم برای باران لک زدهنگاه تب دارت به بی حواسیه من وقت لمس اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط