پارت پنجم

پارت پنجم




دو سال بعد...

مراسم گرمی 2025 شروع شده بود.

سالن پر از نور و فریاد بود.
هزاران نفر در انتظار بودند، دوربین‌ها آماده، صدای موزیک و تشویق‌ها سالن را پر کرده بود.

اعضای BTS روی صحنه بودند، جیمین در مرکز توجه، اما قلبش آرام نبود.
چیزی کم بود.

در لحظه‌ای که گروه آهنگشان را تمام کرد و نورها رویشان تابید، جیمین چشمش به جمعیت افتاد.
میان هزاران چهره، یک نفر بود که قلبش را از حرکت بازداشت.

زنی با لباس مشکی شیک، موهایش آزاد، نگاهش نافذ.
نگاهش مستقیم به او بود.
قلبش فرو ریخت.

کیم ا.ت.

او دیگر همان دختر بیست‌ساله نبود.
حالا زنی بود که دنیا مقابلش سر تعظیم فرود می‌آورد، با حضور و اعتماد به نفسی که جیمین هرگز فراموش نمی‌کرد.


تا اینکه صدای مجری سالن را لرزاند:

– "و حالا، نامزد بعدی جایزه‌ی بهترین آلبوم... کیم ا.ت!"

تشویق‌ها سالن را منفجر کرد.
ا.ت روی صحنه رفت، با لبخندی آرام اما پرقدرت.
او جایزه‌اش را گرفت و با حضوری مغرور سالن را نگاه کرد.

جیمین نمی‌توانست پلک بزند.
هر لحظه، ذهنش پر از خاطرات گذشته شد:

قدم زدن‌ها، خنده‌ها، شب‌های پل هان…

همان دختری که ترک کرده بود، حالا جلوی چشمش ایستاده بود.
زنده، قوی، و حتی جذاب‌تر از خاطراتش.


بعد از مراسم، جیمین نتوانست مقاومت کند.
میان ازدحام خبرنگاران و دستیاران، او لحظه‌ای پیدا کرد که ا.ت تنها ایستاده بود.
به سویش گام برداشت.

– «ا.ت…»

صدایش شکست.

ا.ت برگشت.

نگاهش به جیمین دوخته شد.
برای چند ثانیه، سکوت سنگینی افتاد.
چشم‌هایشان پر از خاطرات و درد گذشته بود، اما هنوز شعله‌ای از عشق زنده مانده بود.

– «تو…»

ا.ت ن*فس ع*میقی کشید، ادامه داد :

«بعد از این همه سال… این تویی؟»

جیمین دست‌هایش را بلند کرد:

– «بله… منم و هنوز عاشقت هستم. بیشتر از هر زمان دیگه‌ای. منو ببخش که اون سال‌ها نتونستم بمونم.»

ا.ت لبخند تلخی زد:

– «تو رفتی، سکوت کردی… من مجبور شدم یاد بگیرم به کسی تکیه نکنم. حتی به عشقم.»

جیمین زانو زد، دست‌هایش را گرفت و گفت:

– «می‌دونم دیر رسیدم. اما هنوز می‌خوام کنارت باشم. حتی اگه از صفر شروع کنیم، حتی اگه فقط دوستم نداری… لطفاً بذار دوباره کنار هم باشیم.»

سکوتی طولانی.
و بعد، ا.ت آرام زمزمه کرد:

– «لعنت بهت جیمین… چون هنوز دوستت دارم.»


همان لحظه، دنیا برای هر دو متوقف شد.

سال‌ها فاصله، اشک و درد، حالا فقط خاطره‌ای بود که آن‌ها را قوی‌تر کرده بود.
و بالاخره، قلب‌هایشان دوباره کنار هم قرار گرفت.



ادامه دارد......
دیدگاه ها (۱۱)

پارت ششم ( اخر )ماه‌ها بعد از گرمی 2025، دنیا همچنان پر از ش...

فیک طنز گونه جیمین و جونگکوک و یونگی (چند پارتی هم هست)« قبل...

پارت چهارم برای جیمین ماه ها گذشت. همون سکوت، سکوتی که خودش ...

پارت سوم عشقشان آرام‌آرام رشد می‌کرد. مثل گلی که در تاریکی م...

"اگر از حسادت درحال مرگ باشی"(پارت دوم "اخر")*ا/ت هنوز هم اخ...

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

1 : 45 a clook

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط